|
پرواز روی بالها |
بابام راهی سفر و خداحافظی میکنیم . طاهر میگه:آقا جون با خیال راحت برو خودم مثل یه کوه پشتشونم و هواشونو دارم. قربونت برم پسرکم که خیلی زود مرد شدی !!!! ------------- اولین تجربه تلخ: دیروز با استاد راهنما برای رسوندن مقاله در دانشگاه قرار داشتم ولی در مسیر درحالی که از منتهی الیه خیابون میرفتم یه دفعه بوووووووووووووووووووووومب بله اولین تصادف زندگیم با ویلچر برقیم البته به طور جدی راننده محترم بدون این که نگاه کنن خیلی ناگهانی درب ماشین رو باز کردن وخیلی با سرعت و شتاب به پا و ویلچر گیر کرد جوری که چرخ از حرکت ایستاد.ویلچرو عقب کشیدم فکر کردم هیچی نشده ولی ........روکش صندلی پاره ،چادرم پاره و پایی که از شدت ضربه کوفته شده و به رنگ بادمجون........ راستش ترسیده بودم زنگ زدم بابا اومد خیلی جالب که پلیس راهنمایی نمیدونست باید چکار کنه گیج ومبهوت بود همش میگفت ماشین با ویلچر!!!!!!! وبعد هم بیمارستان و عکس و.......... در نهایت پلیس رو از ابهام نجات دادیم وخودمون به توافق رسیدیم که خسارت خر ابی ویلچر رو بدن ولی از دیروز تا حالا یه حسی آزارم میده چرا ازش خسارت گرفتم نکنه کم وزیاد بشه مبلغ تعمیر؟! محض احتیاط شماره اشو نگه داشتم اگر هزینه تعمیر کمتر از مبلغی که دادن بود بقیه اش رو بهش برگردونم (نوشتم یادم بمونه ) [ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ۱:۳٢ ب.ظ ] [ قاصدک تنها ]
[ نظرات () ]
دیروز روز من بود روزی که از بچگی یک چیز را ذهنم تداعی میکند و بشدت ناراحتم میکند نشان دادن تصاویر غمگین با ملودی درام و سراسر اشک که خودم به عنوان معلول به با دیدن آن میوشوم گریه واشک وآههههههههههههه این روز یک نشانه دارد آن هم نشان دادن تصاویری از یک اسایشگاه و ناتوانی و بیماری و بی کسی و غربت چگونه دل خوش کنم به این که ......... یک دوست نخاعی تنها کسی بود که برایم شعار امسال را پیامک زد و من گفتم :ای بابا این قصه سر دراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااز دارد. همان بهتر که قصه گو خاموش باشد کسی را حوصله نیست خموش باش --------------- آمده است: «اگر بر حسین علیه السلام بگریی؛ چنان که اشک هایت بر گونه اتجاری شود ، خداوند هر گناهی را که مرتکب شده ای می آمرزد» اگر دلی شکست بداند کویری در انتطار باران است التماس دعا
[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٤:۳۱ ب.ظ ] [ قاصدک تنها ]
[ نظرات () ]
هنگام محرّم شد و هنگام عزا، های
پیراهن نیلی به تن تکیه بپوشان درهای حسینیه ی دل را بگشا، های طبّال بزن طبل که با گریه درآیند طّبال بزن باز بر این طبل عزا، های زنجیر زنان حرم نور بیایید
علیرضا قزوه پاورقی:التماس دعا فکر نمیکردم پایا ن نامه نوشتن اینهمه سخت باشه درگیرم برام دعا کنید.
[ ۱۳٩٠/٩/٤ ] [ ٧:٤۸ ب.ظ ] [ قاصدک تنها ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |