هر کدوم از رنگها یه گوشه از این تابلو

نارنجی و قزمز

همگی با باد پاییزی یه سمفونی دلنواز  را اجرا میکنن

 تا رنگهای دلش رو از قفس سینه اش رها کنه و با کنار هم گذاشتن اونا در قالب کلمات  رنگین کمونی از شادی وغم  ثبت کنه.

امروز یه سا ل  گذشت از اولین روزی که با دعای فرج اینجا شروع به نوشتن کردم  . نرم نرمک وارد دنیای مجازی  شدم و دوستان وهمراهان خوبی پیدا کردم . بعضی ها رهگذر کوچه دل ما بودن  و ازش رد شدن. اما بعضی همسایه نزدیک شدن و موندگار تو دل وجان.

 با بزرگ شدن کلبه مجازیم خودمم بزرگ شدم. حالا من یه کلبه  یه ساله دارم که  خشت و گلش روزهای عمر و زندگیمه وبرام قشنگ ودوست داشتنیه .