وقتی اینجارو برای خودم ساختم دلم به این خوش بود که اینجا فرمانده فقط دل منه.هرکاری دوست

داشت انجام میده.

اگه غمگین بود های های زار میزنه بدون اینکه فکر کسی رو بکنه

اگه دلش  بخواد اینجا به زمین و زمان گیر میده .

اینجا داد بزنه/هوار بکشه بدون اینکه  ترسی داشته باشه

 اگه شاد بود بیاد اینجا شادیهاشو با رنگ سبز نقاشی کنه تا برای همیشه براش یادگاری بمونن.

اما

.

.

.

اما نمیدونستم که این دنیا فقط اسمش مجازیه اما آدماش بدون اینکه من رو دیده باشن یا بشناسن با خندهام همراه میشن وقتی گریه میکنم باهات همدری میکنن.

واینجوری شد که این آدما شدن فرمانروای این خونه ما وباز این دل ما موند و..........................

 ومن مهمون این خونه ام و مهمونم حق ناراحت کردن صاحبخونه ها رو نداره.!