بهار ۸۷  سر شار بودم از کلمات و هر لحظه  صندوقچه ذهنم لبریز میشد ومرا مجبور میکرد تا قلم بگیرم و بنویسم اما نمیدانم  که چرا بهار امسال  دیگر حتی در کوچه پس کوچه های ذهنم  چیزی را نمیابم وباید کنکاش کنم تا کلمه ای را برای ثبت کردن به اسارت بیاورم چرا که خود میلی به آمدن ندارند.

 

بیربط۱: اولین سرماخوردگی ۸۸ رو از صبح امروز تجربه کردم

بیربط۲:حال دل منم مثل این روزای بهاریه اما ترسم ازاینه که یهو سیل بیاد

بیربط ۳: