خسته ام٬

 

رهایم کن تا قدری آرام بگیرم.

در کوچه های خاک آلود زندگی از بودن آدمک های چوبی آزرده خاطرم.

ای کاش بدانیم که طنابهایی که به دست و پایمان برای حرکت  دادن ما بسته اند  را چه کسی میگرداند.

اما  همه فراموش کرده ایم و این فراموشی رو دوست داریم.

خسته ام...............

کاش میشد روی موجهای زندگی هم  آسوده خاطر بخوابم.

خسسسسسسسسسسسسسته ام....................................................