ماهی ها میفهمند.

 

دریا و بودن در وسعت بیکران آب طعم واقعی زندگی برای اوست

 ماهی غمگین است.

اسیر تنگی تنگ شدن را دوست ندارد گرچه از گزند به دور است٬ اما دیگر آزاد نیست.

 من هم چون ماهی آزاد بودن را دوست دارم و از اینکه در خطی بسته  قرار بگیرم حس خوبی ندارم وقتی آزاد باشی از هر رنگ ٬ از هر نقش٬ از بودن و نبودن ها نقشی به نقوش پر فرار ونشیب زندگی افزوده میگردد. چه خوش است نقاش هزار نقش بودن.

 


 

پاورقی۱:ازماهی گفتم از وقتی رفتم سراغ آب و بودن تو آب حس خیلی خوبی دارم. وقتی جلسه ای نمیتونم برم دقیقا میشم مثل همون ماهی که از آب جداش کردن.

باهمدلی و همراهی مربی عزیزم که دوست خیلی عزیزی برام شده تونستم که شنا کردن رو قدم به قدم یاد بگیرم و جلو برم گرچه شاید از نظر کمی  و زمانی ما وقت بیشتری صرف میکنیم اما  ماهیت و هدفمون  یکسان هستش ٬ از اینکه در بین افرادی که ناباورانه وچشمانی پر ازترس من و مربیم که  هر دو معلولیم دنبال میکنن برام لذتبخشه که متوجه بشن و بفهمنن که کار نشد نداره!

راستی از همتون میخوام که برای خانم مقدم (مربیم) دعا کنید چرا که دو روز پیش زمین خوردن و از ناحیه پا دچار آسیب دیدگی شدن.خیلی ازتون التماس دعا دارم.

پاورقی۲:الهی و ربی من لی غیرک

 توضیح:منظورم از خط بسته و ازادی :یه نماد برای وضعیت و نوع زندگی شخی منه و هیچ منظور دیگه نداشتم