من این درد را با که واگویه کنم؟؟؟؟؟؟؟

نامه رو از وزارتخانه گرفتم و امروزبه همراه پدرم با توجه به اتفاقات خوشایند دیروز تو وزارتخانه با امید ونشاط به اداره ای که باید نامه رو میدادم رفتیم.

 

بابا:

با اقای ...... کار داریم

کارمند اطلاعات:

 طبقه ۶ اتاق مدیریت

بابا:

آسانسور کجاست؟

کارمند :

 نداره

من تو سالن میمونم و بابا ۶ طبقه رو میره تا نامه رو بده.

بعد ازمدتی با نامه بر میگرده و میگه :آقای ....جلسه است  و و منشی اش گفت بعد از جلسه میخواد بره تهران .میتونید اومد پایین ببینیدشون.

 وبابا چون کار داشتن رفتن و من موندم

 نزدیک به۲ ساعت تو سالن منتطر بودم و کتابی که همراهم بود رو  ورق میزم چون اصلا تمرکزی بر ای خوندن نداشتم.

ساعت ۲کلاس داشتم و ساعت رسیدبه ۱:۳۰ و من که کاملا عصبی بودم کیفم رو تحویل نگهبانی دادم و ویلچر رو گذاشتم دم پله ها و رفتم طبقه ۶.

اقای مدیر رو دیدم ولی حاصل این دیدار یه مشت حرف صد من یه غاز و به درد نخور.

با آشفتگی کامل از طرز برخورد  ناشایست این آقای مدیر از پله ها اومدم پایین که دیدم بابا اومدن

تاجایی که دینم میگه اینا حق الناس و باید جواب پس بدن؟ درسته؟

آیا من  حق دارم از افراد عامه جامعه انتظار درک داشته باشم وقتی یه مسئول ...........

 اینقدر بهم فشار اومده که حتی وقتی تعریف میکنم هم عصبی میشم

اما من تسلیم نشدم و نخواهم شد!!!!

 

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید