تلخ تلخ تلخ

فکرها مغزم را به چهار میخ کشیده اند

 رمقی برایش نمانده

زخم ها بر دلم سنگینی میکند

حرفهای ناگفتنی همه وجود را بسان پیچکی سمج در خود گرفته و مجال نگذاشته

 عصاره همه این ها می شود داروی تلخ صبر

صبر ،کاش ابدی بود و به غفلتی کوتاه فاصله نمیگرفتی

/ 7 نظر / 16 بازدید
آسمان مهر

سلام. زخم تلخ صبر ... هوم هووووووووووووووووم بزار یخورده شیرینش کنیم! هوم؟ *** ان الله مع الصابرین ***

محک دل

سلام[قلب] داروی تلخ گرچه تلخه اما معجزه گر هست و عمیق ترین زخم ها رو مرهم امکان نداره دوستان قدیم و دوستی های عمیق فراموش بشن[گل] [گل]وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم[گل]

محک دل

داروی صبر منظورم بود[خجالت]

مهدیس

پست قبلت میدونی چقدر برام ملموس بود[نگران]

طناز

بسیار بسیار زیبا کی شیرین شیرین شیرین رو می نویسی؟ دلم می خواد شاد ببینمت خانم گل[ماچ]