لبیک یا حسین

ارباب صدای قدمت  می آید

 هنگامه ی اوج ماتمت می آید

ما درتب داغ تو می سوزیم

 ده روز دگر محرمت  می آید

...............................................................

این شعر تلنگری شد برای اینکه بنویسم از دل خون مولایمان از دست مسلمانی ما

 از اسلامی که ما تیشه به ریشه آن میزنیم.

از استفاده ابزاری از دین برای پیش بردن کارهای روزمره زندگی

از اسلام هرچه را که برایمان نفع شخصی دارد غربال کرده ایم و در توبره مسلمانی

ریخته ایم و بقیه اش را رها کردیم در کتابهای دینی و اعتقادی تا خاک بخورند

در هر موقعیت  رنگ عوض میکنیم گاه میشویم علامه متبحر مسایل دینی و گاه

 از کشورهای اروپایی در انجام انواع کارهای غیر مشروع  در مراسم عروسی و شادی

هایمان گوی سبقت میگیریم که انگشت به دهان می مانند اروپایی ها

امروز در مجلس شادی هامان اظهار تجدد و غرب مآبانه بودن داریم و اگر کسی حرفی 

 بگوید با هزار حرف و نقل که باید با زمان پیش رفت گوشمان بدهکار نیست

وفردایی که محرم  وعزای امام حسین (ع) از راه برسد پیرهن عزا به تن میکنیم و برایش

اشک میریزم و نذری میپزیم  

ما همان هستیم فقط رنگ به رنگ میشویم. همان حزب باد  معروف که میگویند. 

از صبح تا شب آن چنان غرق در گناه های عادت کرده شده ایم که خودمان هم نمیدانیم

در منجلاب دست و پا میزنیم . در این میان نمازی هم برای فرار از عذاب وجدان و به

حسب رفع تکلیف میخوانیم

 نمازی که دعا ها و حاجات طومار شده امان بیشتر از خود نماز است و انتظار داریم که

همگی یک به یک برایمان اجابت شود

اسلام کجا و مسلمانی ما کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا ما مسلمان شیعه و منتظر امام و مولایمان هستیم؟

با کدام کارمان زمینه ظهورش را فراهم کرده ای و میکنیم ؟با گناهانمان؟

با خون دل خوردنش برای ما  که در مرداب و گنداب فرو رفتیم و خود غافلیم؟

 دلم گرفته برای دل گرفته آن که از ما بر خودمان مهربان تر است

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طناز

اسلام کجا و مسلمانی ما کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این جملتو دوست داشتم من خیلی آدم بدی هستم[ناراحت]

سمفونی صبر

سلام [گل] السلام علیک یا ابا عبدالله بوی محرم از توی ذی الحجه می امد و اینکه ما چگونه هستیم وچی میخواهیم بکنیم و چه کردیم [گل]

سمفونی صبر

خدایا! این تو و این طفلِ یک دنده و یاغی تو که مدتیست میان هیاهوی کوچه و بازار خودش را گم کرده.. مگر نه اینکه تو از مادر مهربان تری..

لیلا سادات

بوی محرم ازراه رسید.علی ع میفرمایندگریه نکردن از سختی دلهاست.سختی دل از گناه زیاد است گناه زیاد از آرزوی زیاد است آرزوهای زیاد ازفراموشی مرگ است فراموشی مرگ ازمحبت به مال دنیاست محبت به مال دنیا سرآغاز تمام خطاهاست

خودنویس

شرمندت شدم... سلام ابجی.خوبی؟ ببخش تورو خدا... ان شاءالله موید باشی وقتی میرم تو وبلاگ دوستام و میبینم از محرم و بوی غربت مینویسن زبونم قفل میشه...[نگران] تو ببخش. فقط اینکه: ای دل ای دل ای دل ای دل غافل/ کاروان رفت و تو مونده ای در گل هر کس حسینی بود کربلایی شد/چی شد ارباب منو ندونست قابل شاید! پا گذاشتی بر خون شهیدان ،سیلی زدی بر صورت قرآن... ابشرکم بالمهدی.عج

آسمان مهر

سلام. من هم واقعا چیزی ندارم بگم. خدا کمکم کنه که خودم رو اصلاح کنم. خدا کمکم کنه که این همه شرمندش نباشم. خدایا ...