حلالیت

 

 شب عاشورا من بودم و تنهایی و صحنه های کربلا که از تلویزیون پخش میشد

 من بودم و هق هق اشک  که تلفنم زنگ خوردم و صدای مداحی  یه سید تو

بین الحرمین من رو به جنون رسوند

 یه لحظه فکر کردم همین الان نفسم قطع میشه

خیلی دعا کردم که یادم نیست  ولی یکی رو خوب یادم مونده  اونم  خواستن آوارگی و

سرگشتگی تو دو راهی بین الحرمین

 و الان منم که ناباورانه دارم به روز رفتنم  نزدیک میشم

 من 

و

 نجف

کربلا

 سامرا

کاظمین

 

سه سال کم نیست برای همسایگی گرچه که مجازی باشه چه بسا گاهی خیلی

نزدیکتر از آدمای دنیای واقعی میشه و تو این نزدیگی گاهی دلخوری و تندی

اجتناب ناپذیره پس من کمترین رو با دریادلی تون ببخشید و حلال کنید

/ 7 نظر / 4 بازدید
محک مهر

سلام عزیزم [قلب] تبریک میگم خیلی التماس دعا

پیام

من باورت دارم 09376243289

محک دل

سلااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزترینم[قلب] خوش به سعاااادت خودت و دلت[قلب] فقط یه خواهش ازت دارم وقتی رفتی من روسیاه رو هم دعا کن اونجا[گریه]

رنگینک

من این حرفا و خداحافظی اینجوری حالیم نیست. قبل رفتنت باید صداتو بشنوم. ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییینقدر خوشحالم که کربلایی شدی. دنیای بعد از زیارت کربلا یه دنیای جدیده. پر از دلتنگی های جدید...

برگریزان

سلام برا منم دعا کن آبجی باشه ...

مهدیس

عزیزم همین الان کامنتت را دیدم چی بگم فقط خوش به سعادتت دل پاکت موجب شد طلبیده بشی کاش دعام کنی یادم کنی[گریه] خدا پشت و پناهت دوست گلم[گل]

آبي آسماني

سلام اگه وقت كرديد به وبلاگ من سر بزنيد ممنون از حضورتون[گل][لبخند][لبخند][لبخند]