برگ اخر89

امسال هم گذشت

امسال در امتحانی شکست خوردم که جای زخم این شکست درقلبم به یادگار ابدی

شد

امسال برایم سخت بود به خاطر از دست دادن عزیزی از خانوده ام، به خاطر بیوه شدن

خواهرم، به خاطر یتمی دو بچه اش.  داغ بزرگ و سنگینی که هرچه میگذرد عمقش

بیشتر نمایان میشود.

امسال پدرم همچون روزگار نوجوانی و جوانیش دوباره پدر شد ولی نه برای خواهر و

بردارش برای نوه هایش که همه امیدشان دیدن روی پدربزرگ است

 امسال مادرم زیر بار داغ جوان کمرش شکست.

امسال  خیلی سال سنگینی بود ؛ خیلی سنگین که گاه زیر بار سنگینیش کمر عقل و

احساسم خمیده شد. روزهایی که تلخیش را با تاریکی شب نجوا کردم و صورتک لبخند

روزهایم را پر کرد.

امسال تجربه جدیدی کسب کردم و آن حضور در مسابقات کشوری بود

امسال  در ماههای سردش خواهرم گرمای بودن در جایی که سالها دوست داشت

چشید و جزیی از زندگیش شد. حتی تاب دور بودن را برای روزهای تعطیلی ندارد.

امسال واسه خدا و خودم خیلی کم گذاشتم  ولی خدا باز مثل همه سالهای عمرم

کنارم بود

امسال با همه اتفاقات و خوبی و بدیها نفسهای آخرش را می کشد.

 حرف بسیار بود ولی قلم یاری نکرد

از تمامی دوستانم طلب حلالیت دارم

/ 5 نظر / 13 بازدید
غریب آشنا

سال در حال تمام شدنه سالی سراسر شادی و خنده سراسر مهر و وفا سراسر غرق وجود خدا سالی پر از امید و... برا خودت و خونوادت آرزو میکنم[لبخند][گل]

برگریزان

امیدوارم سال 90سالی پر از موفقیت و شادی برا خودت و خانواده ات باشه خانومی[ماچ][گل]

مهدیس

از خدا برای تو و تمام اعضای خانوادت صبر میخوام امیدوارم سال 90 انقدر اتفاقات فشنگ برات داشته باشه که جبران تلخی های 89 بشه بیادتم و دوست دارم الناز جونم[قلب]

سمفونی صبر

سلام[گل] اول عجب که مهدیس خانم رفتن آمریکا[نیشخند][تعجب] دوم اینکه در کنار حرم امام رضا دعاگوتم[گل]

مونا

خیلی متاثر شدم روحشون شاد و خدا بیامرزتشون...[گل]