حافظ

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

یاد باد آن صحبت شب​ها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

حسن مه رویان مجلس گر چه دل می​برد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

بر در شاهم گدایی نکته​ای در کار کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

در شب قدر ار صبوحی کرده​ام عیبم مکن

سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

 

پاورقی: شاید این فال  بعدا بشه یه یادگاری

/ 4 نظر / 8 بازدید
محک دل

[گل]بر در شاهم گدایی نکته​ای در کار کرد[گل] [گل]گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود[گل] سلام[قلب] عیدت پیشاپیش مبارک خانمی[قلب] میگم سر بزنم یا نزنم فرقی نداره در هر حال سراغم رو نمیگیری [دلشکسته] مراقب خودت باش خانمی [قلب]

Gema

یه بار برای منم همین فال اومد....