دختر آفتاب

 میخواستم از 3 ساله کربلا بنویسم

اما بزرگیش را تاب نیاوردم

من کجا و عظمت دستان کوچک بزرگ بانو ی کرب و بلا

قیام پدر را قیامت کردی!

ومن چه ناتوا ن که با سنگریزه ناچیز در رودخانه زندگی متلاطم میشوم

بیمه ام کن به حق پاهای تاول زده و لبان خشکیده از از بی آبی

 و خو ن خشکیده بر آن

دختر آفتاب.................

 

/ 10 نظر / 9 بازدید
برگریزان

[گل]

ونداد

اگر سحر برسد، وای اگر سحر برسد به انتقام رقیه، شه از سفر برسد...

محک دل

سلام[قلب] بیمه مان کن دختر آفتاب[گل]

سیاه مشق

سلام عزاداری هاتان مقبول حق .... سه دقیقه بنشینید سر کلاس درس شیطان... منتظر است... پایدار باشید

پوريا دارابیان

ای طفل سه ساله، بی پدر پیر شدی از هر چه زمین و آسمان سیر شدی ای غنچه بگو چه بر سرت آوردند کاین طور شکسته و زمینگیر شدی این روزها خوب است به اين این فکر کنیم که یا حسینمان با با حسین بودن چقدر فاصله دارد.

رنگینک

دختر آفتاب.................[گریه]

ترنم

فوق العاده بود دلم تاب نیاورد و شکست. اجر این روضه ی زیباتون با خود بانوی سه ساله

ترنم

السلام علیک یا حسین بن علی آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبت جدک در روضه های بانوی سه ساله اگر دلی شکست و اشکی جاری شد از دعا برای فرج غافل نمونیم